حضرت محمد(ص): ( احد کوهی است که ما را دوست دارد و ما آن را دوست داریم )  
 
   منوی اصلی

   سيستم كاربري

   پیامک باشگاه

 

 کویر

آن چه در کویر می روید ، گروتاق است . این درختان بی باک صبور و قهرمان که علی رغم کویر، بی نیازاز آب و خاک و بی چشم داشت نوازشی و ستایشی ، از سینه ی خشک و سوخته ی کویر به آتش سر می کشند و می ایستد و می مانند ، هر یک رب النوعی بی هراس ، مغرور تنها و غریب .
گویی سفیران عالم دیگرند که در کویر ظاهر می شوند .
این درختان شجاعی که در جهنم می رویند ، اما اینان برگ و باری ندارند ، مگر نمی افشانند ، ثمری نمی توانند داد . شور جوانه زدن و شوق شکوفه بستن و امید شکفتن ، در نهاد ساقه شان یا شاخه شان ، می خشکد ، می سوزد و در پایان به جرم گستاخی در برابر کویر ، از ریشه شان بر می کنند و در تنورشان می افکنند و ... این سرنوشت مقدر آن هاست .
بید را در لبه ی استخری ، کنار جوی آب قناتی ، درکویر می توان با زحمت نگاه داشت . سایه اش سرد و زندگی بخش است . درخت عزیزی است اما همواره برخود می لرزد . در شهرها و آبادی ها نیز بیمناک است ، که هول کویر در مغز استخوانش خانه کرده است .
اما آنچه در کویر زیبایی روید ، خیال است . این تنها درختی است که در کویر ، خوب زندگی می کند ، می بالد و گل می افشاند و گل های خیال ، گل هایی همچون قاصدک ، آبی و سبز و کبود و عسلی ... هریک به رنگ آفریدگارش ؛ به رنگ انسان خیال پرداز و نیز به رنگ آنچه قاصدک به سویش پر می کشد و به رویش می نشیند و خیال – این تنها پرنده ی نامرئی که آزاد و رها همه جا در کویر جولان دارد . سایه ی پروازش تنها سایه ای است که بر کویر می افتد و صدای سایش بالهایش تنها سخنی است که سکوت کویر را نشان می دهد و آن را ساکت تر می نماید . آری این سکوت هراس آیند کویر است که در سایش بال های این پرنده ی شاعر ، سخن می گوید .
کویر انتهای زمین است ؛ پایان سرزمین حیات است . در کویر گویی به مرز عالم دیگر نزدیکیم و از آن است که ماوراء الطبیعه را – که همواره فلسفه از آن سخن می گوید و مذهب بدان می خواند – در کویر به چشم می توان دید ؛ می توان احساس کرد . درکویر خدا حضور دارد . این شهادت را یک نویسنده ی رمانیایی داده است .
در کویر بیرون از دیوار خانه ، پشت حصار دره دیگر هیچ نیست ، صحرای عدم است ؛ خوابگاه مرگ و جولانگاه هول . راه تنها به سوی آسمان باز است . آسمان ؛ کشور سبز آرزوها ، چشمه ی مواج و زلال نوازش ها ، امید ها ، و ... انتظار ! انتظار ! ... سرزمین آزادی ، نجات ، جایگاه بودن و زیستن ، آغوش خوش بختی ، نزهتگه ارواح پاک ، فرشتگان معصوم ، میعادگاه انسان های خوب، از آن پس که از این زندان خاکی و زندگی رنج و بنده شکنجه گاه و درد ؛ با دست های مهربان مرگ ، نجات یابند !
شب کویر، این موجود زیبا و آسمانی که مردم شهر نمی شناسند ، آن چه می شناسند شب دیگری است . شبی است که از بامداد آغاز می شود . شب کویر به وصف نمی آید . آرامش شب که بی درنگ با غروب فرا می رسد آرامشی که در شهر از نیمه شب ، درهم ریخته و شکسته می آید و پریشان و ناپایدار روز زشت و بی رحم و گرازان و خفه ی کویر می میرد و نسیم سرد و دل انگیز غروب ، آغاز شب را خبر می دهد.
شب آغاز شده . در ده چراغ نیست . شب ها به مهتاب روشن است و یا به قطعه های درشت و تابناک باران ستاره مصابیح آسمان !
 

تاريخ: 88/09/16
 

   برنامه های شاخص گروه
دوچرخه کوهستان احد

   وضعیت آب و هوا
 
28 C°